عسل مامان و بابا

دختر نازم مریض شده

سلام نازنینم ، الان دو روزه که غذا نمی خوری(هرچند قبلا هم کم غذا بودی)ولی الان بدتر شده.شب دوشنبه برات سوپ دادم و خوردی بعدش هم خوابیدیم یعد از نیم ساعت بیدار شدی و گفتی مامان حالم بهم می خوره تا من بجنبم حالت بهم خورد و پتو و تخت رو کثیف کردی سریع بردمت حموم و یه دوش گرفتی و بعد هم دو تا خرما دادم خوردی و خوابیدی.دیشب هم خونه مامان جون معصومه ،بعد از شام همش گفتی دلم درد می کنه و اومدی بغلم نشستی و دیگه شیطنت نکردی .دوباره حالت بهم خورد .نمی دونم سرما خوردگی داری یا ویروس که بازم کسی تو مهد بوده و تو هم دچارش شدی.امروز از دکتر صادق زاده وقت گرفتم بریم ببینم چی می گه .خیلی ناراحتم دلم کباب می شه می بینم دختر نازم غذا نمی خوره و زیر چ...
30 مهر 1392

شیرین زبونیهای دخملم

سلام عشق مامان و بابا: الان که دارم این پست را برایت می نویسم در خواب ناز هستی و تو رویای خودت . عمر مامان و بابا به قدری زبون می ریزی که نگو و نپرس در مقابل بعضی حرفهات کم می یاریم. البته هر چیزی رو سر جاش جواب می دی و معلومه که خخیلی خوب همه چیز رو درک می کنی. تا جایی که یادم بیاد برات می نویسم که چقدر شیرین زبونی می کنی. یه روز که برای کاری رفته بودم بیرون و تو رو هم خونه تارا و طاها گذاشتم تا باهاشون بازی کنی،دیگه ساعت 8شب شده بود اومدم دنبالت و همین که سوار شدی به ماشین پرسیدم دخترم خوش گذشت گفتی بله خیلی خوش گذشت فقط تارا خیلی گریه می کرد.دلیلش رو پرسیدم و گفتم چرا ؟ گفتی که آخه همش بهش می گفتم من ...
26 مهر 1392

عید قربان

    دل سفـــر کن در منا و عید قـــــربان را ببین چشــــمه‌های نــــور و شـــــور آن بیابان را ببین سفــره‌ی مهمانی خاص خـــدا گـــردیده باز لاله‌ی لبخند و اشـــک شــــــوق مهمان را ببین دیو نفس از پا درافکن، سنگ بر شیطان بزن هم شکستِ نفس را، هم مرگ شیطان را ببین گـــریه و اشـــک و دعــا و توبــــه و تهلیل را رحمت و لطف و عطا و عفــــو و غفـــران را ببین روی حق هرگز نگنجد در نگاه چشـــــم سر چشــــم دل بگشــا جمــال حی سبحان را ببین   پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرم...
24 مهر 1392

بدون عنوان

              آموزش زبان انگلیسی که الان ترم سه رو داری می خونی امیدوارم موفق باشی گلم لباس پاییزه هات کوچیک شده بود فعلا این سه تا رو برات خریدم   این به نیت ماه محرم خریدم .   اینم چند تا نمونه کار دختر گلم که علاقه زیادی داره به این بازی فکری                             این کارها تو سه تا کتابه که منم گلچیناشو برات گذاشتم .موفق ب...
17 مهر 1392

شروع مهد و کلاس زبان و خوابهای ناآرام عسلم

       سلام نازگلم       دخترم عزیزم ،این روزا هم سرم شلوغه هم اینکه خیلی کم حوصله شدم و کمتر برایت می نویسم و حتی عکسهایی هم که گرفتم انگشت شمار ند.آخه تو شرکت که سرم شلوغه و تازگیها هم محل کارم رو عوض کردم و به خونه هم نزدیکتر شدم .و هنوز هم اینترنت رو وصل نکردن از طرفی هم تو خونه تا لپ تاپ باز می شه و می بینی که دارم کار می کنم بهم می گی آی شیطون بلا تنهایی داری بازی می کنی .بده به من منم کار کنم .هیچی دیگه نمی تونم بنویسم . کلاس زبان هم شروع شده و فردا دومین جلسه اش هستش .دیروز که جلسه اول بود رفتیم و رفتی تو کلاس نشستی و بعد تیچر که اومد تو کلاس .(آخه این ترم تیچ...
2 مهر 1392
1