عسل مامان و بابا

دخترم در مدرسه

سلام دختر گلم خیلی وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم دلم تنگ شده بود. دلم هم برای دوستانم تنگ شده اما فرصت کوتاه هست . دخترم از اول مهر وارد پیش دبستانی موسسه راه رشد شدی که خیلی خیلی دوست داری.خدا رو شکر مربی پیش دبستانی ت رو خیلی دوستش داری و صبح ها به عشق زینب جون می ری کلاس. خیلی دوست داری که زود خوندن و نوشتن یاد بگیری.اما دخترم بالاخره می خوای یاد بگیری ی بار هم حالت خوش نبود و بی حال بودی که بهت گفتم دخترم امروز بمون خونه استراحت کن.با صدای بلند و به معنی اتعراض که من خونه نمی مونم می خوای من بیسواد بشم از دوستام عقب بمونم.هیچی دیگه بلند شدی و آماده شدی به سمت کلاس. کلاسهای زبانت هم که هم چنان...
9 آذر 1394
1