شمارش معکوس(3)
شمارش معکوس (4)
ملینا وآتیش بازی
سلام سلام خانمم سلام هرسال برای چهارشنبه سوری خونه مامان معصومه هستیم امسال هم مامان معصومه تماس گرفت و برای شب چهارشنبه دعوتمون کرد.عصر شمارو برای رفتن به خونه مامان معصومه آماده کردم و بابا هادی هم عاشق شب چهارشنبه سوریه . خونه مامان معصومه که رسیدیم عمه رویا با بچه هاش اومده بودن و عمه رویا چون خیلی وقت بود شما رو ندیده بود غرقه بوسه کرده بود شما رو .ساعت 7 بود که برای روشن کردن آتیش بابا هادی و عمو مهدی و عمو مجید(بابای باران) رفتن بیرون و من و عمه رویا هم شما رو برای دیدن آتیش و اتیش بازی اماده کردیم .صدای ترخ و تورخ خیلی زیاد بود وقتی آتیش رو دیدی خوشحال شدی اما ...
نویسنده :
مامان
13:32
بدون عنوان
اینم خریدهای عید ملینا خانم که بعد از کلی گشت اینارو براش خریدم دخترم امیدوارم که خوشت بیاد و به سلامتی تنت کنی . مبارکت باشه عزیزم ...
نویسنده :
مامان
8:48
داستان جالب کفش بهشتی
تو یکی از وبلاگها از این داستان خیلی خوشم اومد گفتم تو وب ملینا هم بذارم بخونید جالبه!!! تا کریسمس چند روز بیشتر نمانده بود و جنب و جوش مردم برای خرید هدیه کریسمس روزبه روز بیشتر می شد . من هم به فروشگاه رفته بودم و برای پرداخت پول هدایایی که خریده بودم ، در صف صندوق ایستاده بودم . جلوی من دو بچه کوچک ، پسری ۵ ساله و دختری کوچکتر ایستاده بودند . پسرک لابس مندرسی بر تن داشت ، کفشهایش پاره بود و چند اسکناس را در دستهایش می فشرد . لباس های دخترک هم دست کمی از مال برادرش نداشت ولی یک جفت کفش نو در دست داشت . وقتی به صندوق رسیدیم ، دخترک آهست...
نویسنده :
مامان
12:54
شمارش معکوس (5)
سلام سلام نازنیم؛ تو این مدت که سرما خورده بودی کلی هم خودت اذیت شدی هم من و مامان جون .البته خود منم سرما خورده بودم و کارهای ما هم رو دوش مامان جون بود .از همین جا از مامان گلم که برای من و دخترم زحمت می کشه تشکر می کنم و می گم مامان جون خیلی دوستت دارم . یه خبر خوش سرما خوردگی جنابعالی هم به خاطر دندون دراوردنته . سیزدهمین مروارید هم از صدف بیرون اومد هورااااا. حالا کدوم مروارید؟بذار بگم از سمت چپ فک بالا دندون نیشت .مبارکههههه نازگلم. ملینا جون کلی کار دارم که باید انجام بدم اونم برای رسیدن به شمارش معکوس ١ . ...
نویسنده :
مامان
12:37






