روز جمعه در کنار دخترم
سلام عزیزم صبح زیبایت بخیر باشه دیروز که روز جمعه بود ،صبح ساعت 10از خواب بیدار شدی و هنوز چشات رو باز نکرده بهم می گی مامان تلویزیون رو باز کن من ببینم .علیک سلام. بعد از اینکه دست و روت رو شستم . صبحونه ات رو خوردی ،مشغول تماشای تلویزیون شدی و بعدش هم اسباب بازیهات رو اوردی و بازی کردی براشون غذا درست می کردی و می گفتی بخورید دلتون درد می کنه به خاطر اینکه که گرسنه هستین.چه قربون صدقه ای هم براشون می رفتی.دیگه اینکه می گفتی مامان حوصله ام سر رفت بیا با هم بازی کنیم.منم که کارم زیاد بود ولی با اصرار تو اومدم و کمی با هم بازی کردیم و می گفتی دختر گلم الهی فدات بشم بیا غذا بخور (دقیقا حرفهایی که خودم ...
نویسنده :
مامان
13:20




