عسل مامان و بابا
عسل مامان و بابا


  تو خورشـــیدی و ُ من

گل  ِ آفـــتاب گـــردان

هــــرکجـــا بـــاشی

قــــبله ام  ،

  همانـــجــــاست ...

.
.

نیلوفر ثانی

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 8:23 | دوشنبه 21 مرداد 1392 توسط مامان

















اینم روژان جون دختر تیچر مریم هستش.مریم جون از سه سالگی معلمتون هستش و خیلی دوستتون داره و شما هم بهش خیلی وابسته شدین

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:29 | چهارشنبه 29 شهريور 1396 توسط مامان

سلام دختر گلم.
روز جمعه تولد آنیل جون بود.آنیل جون دختر الناز جون معلم زبانت در پیش دبستانی هستش که خیلی شما و بقیه بچه ها رو دوست داره.و آنیل هم جشن تولد یکسالگیش بود.خیلی بهمون خوش گذشت.




















تارا و مانلی و مینو هم دعوت بودن .در کنار هم خیلی بهتون خوش می گذره
با آنیل جون عکس ندارین چون از مامانش جدا نمی شد و همش گریه می کرد

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:21 | چهارشنبه 29 شهريور 1396 توسط مامان

ملینا در سرعین
روز 19 شهریور 96 ساعت 11 با عمه مریم و مامان و بابا جون به سمت سرعین حرکت کردیم.الانم تو شهر گیوی برا ناهار توقف کردیم و در حال شیطنت هستی.



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 14:56 | يکشنبه 19 شهريور 1396 توسط مامان

لالا لالا گل شب بو 

دو تا چشم و دو تا ابرو 

کنار صورت ماهت 

به رنگ شب دو تا گیسو 

لالایی کن لالایی کن لالایی 

 لالا لالا گل پونه 

گل خوش عطر بابونه 

بهار سبز عمر من 

گل ایوون این خونه 

لالایی کن لالایی کن لالایی 

گل رنگین کمون لالا 

عروس آسمون لالا 

ستاره توی گهواره 

تموم کهکشون لالا 

لالایی کن لالایی کن لالایی 

هوا لالا   زمین لالا     عزیز نازنین لالا 

خواب ناز اومده کرده    واسه چشمات کمین لالا 

لالایی کن لالایی کن لالایی

 


بعد ی دوش ،خواب هم می چسبه.
امروز تعمیرات خونه مامان جون تموم شد و خونشون خوشگل شده .حالا شما هم هی اصرار می کنی که خونه هامون رو عوض کنیم .

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:18 | شنبه 4 شهريور 1396 توسط مامان

 

دخترم! با تو سخن میگویم

گوش كن، با تو سخن میگویم :

زندگی در نگهم گلزاریست

و تو با قامت چون نیلوفر

شاخه ی پر گل این گلزاری

من در اندام تو یك خرمن گل می بینم

گل گیسو ـ گل لبها ـ گل لبخند شباب

من به چشمان تو گلهای فراوان دیدم

گل تقوا

گل عفت

گل صد رنگ امید

گل فردای بزرگ

گل دنیای سپید

میخرامی و تو را مینگرم

چشم تو آینه روشن دنیای من است

تو همان خرد نهالی كه چنین بالیدی

راست، چون شاخه سر سبز و برومند شدی

همچو پر غنچه درختی، همه لبخند شدی

دیده بگشای و در اندیشه گلچینان باش

همه گلچین گل امروزند

همه هستی سوزند

كس به فردای گل باغ نمی اندیشد

آنكه گرد همه گلها بهوس میچرخد

بلبل عاشق نیست

بلكه گلچین سیه كرداریست

كه سراسیمه دَود در پی گلهای لطیف

تا یكی لحظه بچنگ آرد و ریزد بر خاك

دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاك

تو گل شادابی

به ره باد، مرو

غافل از باغ مشو

ای گل صد پر من!

با تو در پرده سخن میگویم :

گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ

گل پژمرده نخندد بر شاخ

كس نگیرد ز گل مرده سراغ

دخترم! با تو سخن میگویم:

عشق دیدار تو بر گردن من زنجیریست

و تو چون قطعه الماس درشتی كمیاب

« گردن آویز » بر این زنجیری

تا نگهبان تو باشم ز « حرامی » هر شب

خواب بر دیده من هست حرام

بر خود از رنج به پیچم همه روز

دیده از خواب بپوشم همه شامبوسبوسبوس

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 11:57 | دوشنبه 29 مرداد 1396 توسط مامان

عکس های شمال که یادم رفته بود برات تو وبلاگ بزارم.










































دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم ...
.
زندگی می کنم و برایش دلیل هم دارم :
دوست داشتن تــــــــــــــــــــــو ...
.

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:08 | جمعه 27 مرداد 1396 توسط مامان



ملینا در زیبا کنار

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 1:19 | چهارشنبه 11 مرداد 1396 توسط مامان

ملینا دختر خوشگلم
الان با مامان جون و خاله پری و امیر جون و عمه کبری رفتین باغ.اخه النا و مامان و باباش هم می خوان بیان و شب رو اونجا می مونید.من هم الان با خاله پرستو و خاله سارا و عمو فرشید و آیهان اومدیم بستنی حاجی بابا.
بابا هم شیفته




اینم آیهان جون .
دختر گلم انشالله که بهت خوش بگذره.

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 22:08 | پنجشنبه 29 تير 1396 توسط مامان

سلام دختر نازم
امروز ی روز تعطیل در کنار هم هستیم.بهمون خوش می گذره وقتی باهم هستیم.کمی باهم بازی کردیم و زبان تمرین کردیم و شما هم به اردک هات رسیدی و ازشون عکس گرفتی .منم الان عکساشو برات تو وبلاگ می فرستم.













دختر گلم دوباره اردک خریدی .و همش با اونا مشغولی.فقط امیدوارم مثه ماجرای هینگرینگ نشه

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 18:33 | پنجشنبه 29 تير 1396 توسط مامان

دختر نازم ملینای عزیزم

: یادت نرود که هر چقدر هم که بالا رفته باشی،

برای دیدن بزرگی خداوند باید سرت را بالا نگه داری

و گرنه.. ناچیزتر از خار خواهی شد



ملینای نازم آرزویم این است :
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه



با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارم عشقم عمرم نفسم عزیز تر از جانم!



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 16:26 | سه شنبه 27 تير 1396 توسط مامان
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 39 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

نويسندگان

پيوند ها

آمار وبلاگ








ذکر روزهای هفته

ابزار زیبا سازی



0.073397874832153