ملینا در دنیای بازی گاوزنگ 92/9/8
مرسی که هستی و هستی را رنگ می آمیزی هیچ چیز از تو نمی خواهم فقط باش ، فقط بخند ، فقط راه برو … روز جمعه با خاله سارا و عمو فرشید رفتیم دنایای بازی و کلی بهت خوش گذشت بعد از شادی و بازی از مانان و بابا تشکر کردی که مرسی منو آوردین دنیای بازی. سوار کشتی صبا شدیم من و شما و خاله سارا ،بعدش کمی وحشت کرده بودیم و شما همچنان ریلکس نشسته بودی و به ما می خندیدی می گفتی مامان چرا اینطوری می کنین اینک ترس نداره .من و خاله سارا اینطوری شدیم ...
نویسنده :
مامان
9:21






