ماجرای تلویزیون و روز عید فطرو ...
سلام عزیزم بازم این مامان تنبلت دیر به دیر می یاد سراغ وب و ثبت خاطراتت. چه کنم خیلی تنبل شدم ،بعدشم تو خونه شما نمی ذاری من کار بکنم و بتونم چیزی بنوسیم تا می بینی لپ تاپ روشنه بدو خودت رو می رسونی و سی دی هات به دست می گی مامان بیا اینو بذار من کمی کار کنم.هیچی دیگه با کمال احترام لپ تاپ در اختیار شما قرار می گیره و منم می رم دنبال نخود سیاه .بله عزیزم اینه ماجرا... تازگیها خیلی دیگه معتاد به تلویزیون شدی و فقط هم شبکه پویا و پرشین تون رو می بینی و دیگه ما هم از کل دنیا بی خبریم نه اخبار داریم و نه سریال و ...هم تو خونه خودمون هم خونه مامان جون .تو خونه مامان جون که با خاله پرستو و دایی محسن در حال بگو مگو که من این جا ...
نویسنده :
مامان
10:44




